کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرحمالی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خرحمالی کردن
تلفظ بین المللی :
/xˌarhammˈɑli kˈardan/
تلفظ :
[x,aRhamm'Ali k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خرمایی کردن
خرمال کردن
خرحمالی
خرحمال
احمد خرمالی
تپه خرمالی
مو خرمایی
خردسالی
خرمایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خرحمالی کردن. [ خ َ ح َم ْ ما ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کارهای سخت انجام دادن. عمل دشوار و رنج آور انجام دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کار کردن بی اجر زحمت مفت کشیدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
slog (فعل)تقلا کردن، خرحمالی کردن، پرتاب کردن، ضربت سخت زدنmoil (فعل)جان کندن، چرک کردن، خرحمالی کردنfag (فعل)جان کندن، خسته کردن، خرحمالی کردن، از پا در اوردن، سخت کار کردنplod (فعل)خرحمالی کردن، زحمت کشیدن، اهسته و محکم حرکت کردن، با زحمت کاری را انجام دادنdrudge (فعل)خرحمالی کردن...
کلمات مرتبط
خرمایی کردن
خرمال کردن
خرحمالی
خرحمال
احمد خرمالی
تپه خرمالی
مو خرمایی
خردسالی
خرمایی
نظرات