خرانبار. [ خ َ اَم ْ ] ( اِ مرکب ) جمعیت و هجوم عوام الناس باشد بجهت کاری. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ) : بمدح او و قصد دشمنانش همی سازند انس و جان خرانبار.شمس فخری ( انجمن آرای ناصری ). || جماع کردن چند شخص با یکنفر. ( برهان قاطع )( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : یکی مواجر بی شرم ناخوشی که تراهزار بار خرانبار بیش کرده عسس.لبیبی. || خر ج...