کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرام-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خرام کردن
تلفظ بین المللی :
/xarˈɑm kˈardan/
تلفظ :
[xaR'Am k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با اژدر خراب کردن
با دژکوب خراب کردن
از زیر خراب کردن
خام کردن
خراب کردن
صدای گوش خراش ایجاد کردن
فکر کسی را خراب کردن
خام درایی کردن
خام دستی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خرام کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرامیدن. بناز سوی مقصدی رفتن. به آهستگی بمقصدی روان شدن :
فتوی آن شد که شیردل بهرام
سوی شیران کندنخست خرام.
نظامی.
فرهنگ فارسی
خرامیدن به ناز سوی مقصدی رفتن
کلمات مرتبط
با اژدر خراب کردن
با دژکوب خراب کردن
از زیر خراب کردن
خام کردن
خراب کردن
صدای گوش خراش ایجاد کردن
فکر کسی را خراب کردن
خام درایی کردن
خام دستی کردن
نظرات