خرافات. [ خ ُ ] ( ع اِ ) حکایتهای شب. ( منتهی الارب ). ج ِ خُرافَه. ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از قاموس ). در تداول فارسی ، سخنان پریشان و نامربوط. ( برهان قاطع ). سخنان بیهوده و پریشان که خوش آینده باشند. ( از غیاث اللغات ). سخنان خوش پریشان. ( از شرفنامه منیری ). تُرَّهات. ( مهذب الاسماء ).موهومات. انیاب اغوال. ( یادداشت مؤلف ) : از او مشنو سخنهای خرافات کز آن آید ترا در آخر آفات.ناص...
فرهنگ عمید
مجموع اعتقادات یا اعمال ناشی از نادانی، ترس از ناشناخته ها، اعتقاد به جادو و بخت، درک نادرست برخی علت و معلول ها، و مانند آن.
[ویکی فقه] خرافه به معنای دروغ بانمک است.خُرافات، جمع خُرافه و در عربی به معنای سخن دروغ اما با نمک (مُسْتَملَح) آمده است. ظاهرآ خرافه نام مردی از قبیله عُذْرَه بود که بنابر روایات، جنّیان (رجوع کنید به جن ) او را ربودند و او پس از بازگشت به قبیله خود، حکایاتی شگفت انگیز از مصاحبتِ خود با جنّیان نقل می کرد. از آن جا که مردمان سخنان او را باور کردنی نمی یافتند، به تدریج، هر سخن عجیب و ناپذیرفتنی را...