خرابی . [ خ َ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن صرح بغدادی معروف به خرابی ، از روات است . او از محمدبن اسحاق مسیبی و غیره حدیث دارد و ابوبکربن مجاهد و ابوالحسین بن منادی از او روایت دارند. (از معجم البلدان ).
۱ویرانی ۲زباله – آشغال
نابسامانی، تباهی، تخریب، ویرانی ≠ آبادی
۱. نابسامانی، تباهی، تخریب، ویرانی ≠ آبادی
۲. اضمحلال، انهدام، هدم ≠ آباد
۳. فساد ≠ صلاح
۴. عیب، نقص ≠ حسن، کمال
۵. بیخودی، ، سیاهمستی، مستی ≠ هشیاری
۶. بیخودی، سیاهمستی ≠ هشیاری
۷. زیان، ضرر، آسیب ≠ سود
۸. رسوایی، بدنامی
۹. ضعف