خرابات. [ خ َ ] ( اِ ) شرابخانه. بوزخانه. ( از برهان قاطع ). میخانه. ( شرفنامه منیری ) ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( مأخوذ از زمخشری ). میکده : دفتر به دبستان بود و نقل به بازاروین نرد بجایی که خرابات خراب است.منوچهری.میفروش اندر خرابات ایمن است امروزو من پیش محراب اندرم با بیم و با ترس و هرب.ناصرخسرو.نازم به خرابات که اهلش اهل است گر نیک نظر کنی بدش هم سهل است.( منسوب به خیام ).منان را خرابات...
فرهنگ عمید
۱. جایی مانند میخانه که دارای وسایل عیش وعشرت و محل باده پیمایی و عشق ورزی با کنیزکان بوده و رندان در آنجا به عیش ونوش سرگرم می شدند.۲. ویرانه ها.۳. (تصوف ) مقام و مرتبۀ خرابی و نابودی عادات نفسانی، خوی حیوانی، و محل کسب اخلاق ملکوتی که عارفان و سالکان از قید عادات و حالات نفسانی رهایی یافته و از بادۀ وحدت سرمست شوند: قدم منه به خرابات جز به شرط ادب / که ساکنان درش محرمان پادشهاند (حافظ: ۴۰۸ )، شر...
فرهنگ معین
(خَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جِ خرابه ، ویرانه ها. ۲ - میخانه ، میکده . ۳ - قمارخانه . ۴ - در عرفان ، مقام و مرتبة ویرانی عادات نفسانی .
دانشنامه آزاد فارسی
از اصطلاحات صوفیانه. جمع خرابه است، ولی با توجه به تغییر معنایی که این کلمه داده است برخی معتقدند از کلمه خورآباد (محل و معبد خورشید و مهر) گرفته شده است. اصل این کلمه تا آغاز قرن ۶ق به معنی عشرتگاه و روسپی خانه بوده است، ولی شاعران و عارفان ایرانی از سنایی به بعد آن را به معنای استعاری به کار برده اند. خرابات محل پاکبازی و از خود رهایی و عالم بی خودی، ترک عادات و پشت پازدن به همه رسوم زمانه است. ...
فرهنگ فارسی
میخانه، میکده، مفردجائی رامیگویند، عیش ونوش
دانشنامه عمومی
خرابات، اصطلاحی عرفانی ست که معنایی چون شراب خانه، عبادت گاه، و ویرانه را دربردارد.پیرمغانپیرخراباتمی خراباتمی مغانافغان مغانمیدان خراباتدیر مغانکوی خراباتگذر خراباتعریان خراباتجان خراباتدر لغت نامه این معانی را برای واژهٔ خراب ذکر نموده اند: مست لایعقل، بی خود از شراب، و مست مستبا آن که برخی را عقیده بر این است که کلمه خرابات را اولین بار حکیم سنائی (متوفای حدود ۵۳۰ ق) به کار برده است...
[ویکی فقه] خرابات، از استعارات رایج در ادبیات عرفانی به معنای مکان عیش و طرب معنوی سالکان می باشد.خرابات در لغت به معنای میخانه و اعم از آن به معنای محل فسق و فجور آمده است. داعی الاسلام این لفظ را از واژه خراب عربی دانسته است، اما شفیعی کدکنی اشتقاق این واژه را از زبان عربی نادرست می داند. برخی نیز معتقدند اصل این واژه فارسی و صورت تغییریافته «خُرابه» (خور + آباد) به معنای خانه خورشید و بازمانده ...