Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خراب آبادکن

تلفظ بین المللی : /xarˈɑb ˈɑbˈɑdakˌan/ تلفظ :‌ [xaR'Ab 'Ab'Adak,an]
لغت نامه دهخدا
  • خراب ابادکن
  • خراب آباد
  • خراب اباد
  • یک ده اباد به از صد شهر خراب
  • خراج آباد
  • خراج اباد
  • تپه ابادی خرابه علی اباد
  • تپه خرابه علی اباد 1
  • تپه قلعه خرابه عباس اباد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خراب آبادکن . [ خ َ ک ُ ] (نف مرکب ) آبادکننده ٔ خرابی . سازنده ٔ ویرانی :
وگر دارد خرابی سوی او راه
خراب آبادکن بس دولت شاه .

نظامی .



کلمات مرتبط

  • خراب ابادکن
  • خراب آباد
  • خراب اباد
  • یک ده اباد به از صد شهر خراب
  • خراج آباد
  • خراج اباد
  • تپه ابادی خرابه علی اباد
  • تپه خرابه علی اباد 1
  • تپه قلعه خرابه عباس اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات