خدمتکار. [ خ ِ م َ ] ( اِ مرکب ) خدمتگار. پرستار. نوکر. چاکر. بنده. چاکر اعم از کنیز و غلام. بلون. ( از برهان قاطع ). زوار. زواه. زاور. زواره. ( از ناظم الاطباء ). بنده. خادم. خدمتگر. گماشته. ملازم. ( آنندراج ) ( یادداشت بخط مؤلف ). تُؤّثور. ( از منتهی الارب ). ج ، خدمتکاران : خدمتکار چندان دار که نگریزد و آنرا که داری بسزاوار و نیکو که یک تن ساخته داری به که دو تن ناساخته. ( از قابوسنامه ).چنان...
فرهنگ عمید
مرد یا زنی که در خانۀ دیگران خدمت می کند، مستخدم.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص . ) نوکر، چاکر.
فرهنگ فارسی
خدمتگار، نوکر، مردیازنی که درخانه کسی کارکند ( صفت ) آنکه در خان. کسی کار و خدمت کند نوکر چاکر . خدمتگار پرستار
دانشنامه عمومی
کارگرِ خانگی یا خدمتکارِ خانگی، کسی است که در زمینهٔ نگهداری از خانه کار می کند. این کار می تواند در برابرِ پول، کاشانه یا خوراک باشد.سرامیکِ چینیِ یک کارگرِ خانگی، از دورهٔ دودمانِ هان نگارهٔ یک مردِ درحالِ درمان، و کارگری که پوزخند می زند. موزهٔ بریتانیا عکسِ پیکتوریالیستیکِ یک کارگر، از کنستانت پویو (عکاسِ فرانسوی) اسکار پوتز، کارگرِ خانگیِ دومین رئیس جمهو...