خدر. [ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ اخدر و خَدراء. رجوع به اَخَدر در این لغت نامه شود.
خدر. [ خ ِ دِ ] (اِ) از نامهای مردان است .
- امثال :
هرچه داری بخدر ده که خدر مرد خداست . این مثل را در مورد اشخاص عزیز بی جهت بکار برند.
پرده.
۱. سستی اندام.
۲. (پزشکی) به خواب رفتن عضوی از بدن.
ویژگی عضوی از بدن که دچار خوابرفتگی یا سستی شده باشد؛ بیحس.
(خَ دَ) [ ع . ] (اِمص .) سستی ، به خواب رفتن اعضای بدن .
(خِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پرده . 2 - پرده ای که برای دختران و زنان در یک طرف خانه بزنند. ج . اخدار، خدور.
۱تن – جسم ۲خود