خدای. [خ ُ ] ( اِخ ) اله. ( مهذب الاسماء ). اﷲ. خدا. ( ناظم الاطباء ). کلمه خدای صورت دیگریست برای خدا و بهمان معنی و اطلاق است. رجوع به خدا و ترکیبات آن شود : تا آنگه که بگویند که خدای عزوجل یکی است و بجز او خدای نیست ، چون بگویندتیغ از گردن ایشان بیوفتاد. ( ترجمه تفسیر طبری ).اگر به نبودی سخن از خدای نبی کی بدی نزد ما رهنمای.فرخی.بدان رسید که بر ما و بنده بودن ماخدای وار همی منتی نهد هر خس.عسجدی...
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) آفریدگار جهان ا... . ۲ - مالک صاحب . جمع : خدایان .