معانی کلمه : ختن
لغت نامه دهخدا
ختن . [ خ َ ت َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن علی الاشج ختن . او شوهر خواهر مرار است و از عبدالصمدبن حسان و علی بن محمد و حامدبن محمد و محمدبن علی روایت کرده است . (از انساب سمعانی ).
فرهنگ عمید
۱. هریک از همسر شخص، مانند پدر یا برادر ویژگی.
۲. شوهر دختر، داماد.
۲. شوهر دختر، داماد.
فرهنگ معین
(خَ تَ ) (اِ. ) داماد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
خوابیدن
گویش مازنی
خوابیدن
/Khotan/ خوابیدن
فرهنگ اسم ها
مترادف و متضاد
خوابیدن
