خبث الحدید. [ خ َ ب َ ثُل ْ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) آنچه از آهن که از کوره آهنگری بیرون افتد. افکنده آهن . ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از بحر الجواهر ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ) ( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ). ریم آهن. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ریر آهن. به پارسی ریم آهن گویند و بشیرازی رمه آهن گویند و قویتر از همه خبثها بود و آنرا فنجنوش گویند و بهترین وی پولاد املس پ...
فرهنگ عمید
جرمی که پس از گداختن آهن در کوره باقی می ماند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جرم وریم آهن که پس از گداختن از آن برجای ماند ریم آهن ثقل آهن . آنچه از آهن که از کوره آهنگری بیرون افتد افکنده آهن .