کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خاک-برداری | کلماتور
معانی کلمه : خاک برداری
تلفظ بین المللی :
/xˈɑkbardˌɑri/
تلفظ :
[x'Akbard,ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
خاک بردار
خاکبرداری وخیابان بندی کردن
خاک
خاک انگلیس
خاک اهکدار
خاک باداورده و متراکم
خاک درخت
خاک رس
خاک رست و شن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
خاک برداری.[ ب َ ] ( حامص مرکب ) خاک از زمین برداشتن. زیادی خاک محلی را بجای دیگر بردن. || گودبرداری.
فرهنگ عمید
برداشتن و انتقال خاک از زمین برای هموار ساختن آن.
فرهنگ فارسی
خاک از زمینی برداشتن زیادی خاک محلی را بجای دیگر بردن .
برداشت خاک پس از برداشتن لایۀ نباتی تا عمق پیشبینیشده در طرح برای رسیدن به تراز احداث راه
مترادف و متضاد
excavation
(اسم)
کاوش، حفاری، نبش، خاک برداری
diggings
(اسم)
حفاری، محل حفر، خاک برداری
فرهنگستان زبان و ادب
{excavation} [حمل ونقل درون شهری جاده ای، حمل ونقل ریلی] برداشت خاک پس از برداشتن لایۀ نباتی تا عمق پیش بینی شده در طرح برای رسیدن به تراز احداث راه
کلمات مرتبط
خاک بردار
خاکبرداری وخیابان بندی کردن
خاک
خاک انگلیس
خاک اهکدار
خاک باداورده و متراکم
خاک درخت
خاک رس
خاک رست و شن
نظرات