معانی کلمه : خاویار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تخم خوراکی ماهی خاویار، به اندازۀ عدس، و به رنگهای زرد، خرمایی، خاکستری، یا سیاه که دارای آلبومین، مواد چربی، و مواد فسفری است. Δ از خوراکهای فاخر و گرانقیمت است و بیشتر در روسیه و کنارههای دریای خزر بهدست میآید.
۲. تخم ماهی.
۳. = ماهی 〈 ماهی خاویار
فرهنگ معین
(اِ. ) تخم نوعی سگ ماهی که بسیار مقوی و گرانبهاست .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - نوعی سگ ماهی که از تخم آن خوراکی گرانبها سازند.۲ - تخم ماهی مزبور.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تخمنمک سود، ماهی استروژن
نوعی ماهی استروژن، نوعی سگ ماهی، اوزونبرون، داراکویی
۱. نوعی ماهی استروژن، نوعی سگ ماهی، اوزونبرون، داراکویی
۲. تخمنمک سود، ماهی استروژن
