خانم. [ ن ُ ] ( ترکی ، اِ ) بانو. خاتون. بی بی. ( ناظم الاطباء )، جُرَّه. ستی. خدیش. کدبانو. بیگم : جان به لب عاشق بیدل رسدبا غمزاتی که تو خانم کنی.ایرج میرزا. || لقب گونه ای است که در آخر اسم زنان درآید چون مهرانگیزخانم. || فاحشه. جنده. زانیه.- خانم بزرگ ؛ برترین زن خانه. گاهی نوادگان ، مادر بزرگ را بدین لقب خطاب کنند.- خانم کوچک ؛ بانوچه. دوشیزه.- خانم کوچولو ؛ لقب گونه ای است که به دختران دهند....
فرهنگ عمید
۱. زن بزرگ زاده. ۲. برای احترام به نام زنان افزوده می شود. ۳. زن، دختر. ۴. همسر، زن.
فرهنگ معین
(نُ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - زن بزرگ زاده . ۲ - عنوانی که برای احترام ، پیش یا پس از نام زنان گفته می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
واژۀ ترکی به معنی بانو، خاتون و بی بی. در اصل به معنی زوجۀ خان است و در آغاز از القاب زنان درباری بود. این واژه برابر حرّه و سِتّی در اصطلاح قدماست و امروزه به معنی مطلق بانوی محترم به کار می رود. گویا نخستین کتابی که در آن واژۀ خانم آمده، ظفرنامه شامی است. در دورۀ تیموریان، نخستین زن پادشاه را خانم، دومین زن را کیچیک خانم (= خانم کوچک) و دیگر زنان را قمه/قما می خواندند. در روزگار صفویه نیز زنان غ...
فرهنگ فارسی
بانو، خاتون، زن بزرگزاده، کلمه احترام برای زنان ( اسم ) ۱ - زن بزرگزاده ونجیب خاتون. ۲ - عنوان احترام آمیز که باول و آخر نام زنان افزایند : خانم راضیه پروین خانم . ۳ - زوجه زن ( درین صورت باضافه آید ) : خانم مهندس آشوری . ۴ - فاحشه روسپی .
دانشنامه عمومی
خانم (عنوان). خانم واژه ای ترکی است که در زبان فارسی برای زنان به کار می رود و مانند الفاظ بانو و خاتون دارای بار احترام امیزتری نسبت به زن است. به غیر از ایران در برخی نواحی دیگر مانند سوریه و ترکیه نیز از لفظ خانم استفاده می شود. عنوان همتراز برای مردان، آقا است.بانوزنخاتونwiki: خانم (عنوان) خانم (لقب). خانم واژه ای ترکی است که در زبان فارسی برای زنان به کار می رود و مانند الفاظ بانو و خاتون ...
گویش مازنی
نام اسب یا قاطر زیبا
خانم بانوی نجیب و شریف
/Khaanem/ نام اسب یا قاطر زیبا & خانم بانوی نجیب و شریف
فرهنگ اسم ها
اسم: خانم (دختر) (ترکی) معنی: کلمه خطاب به زنان و دختران، زن بزرگ زاده و شریف، خاتون، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه خانم، خانم گل