معانی کلمه : خالق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خلق کننده، آفریننده.
۲. (اسم، صفت ) از نام ها و صفات خداوند.
۲. (اسم، صفت ) از نام ها و صفات خداوند.
فرهنگ معین
(لِ ) [ ع . ] (اِفا. ) آفریننده ، خلق کننده .
فرهنگ فارسی
آفریننده، آفریدگار، خلق کننده، ازنامهای خدا
( اسم ) ۱ - آفریننده خلق کننده بوجود آورنده . ۲ - یکی از نامهای خدای تعالی . جمع : خالقین .
( اسم ) ۱ - آفریننده خلق کننده بوجود آورنده . ۲ - یکی از نامهای خدای تعالی . جمع : خالقین .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
سرشت – خوی و خصلت – خلق
/Khaalgh/ سرشت – خوی و خصلت – خلق
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: xāleq) (عربی) آنکه کسی یا چیزی را پدید میآورد ، به وجود آورنده ، آفریننده ؛ از نامهای خداوند.
اسم: خالق (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: xāleq) (فارسی: خالِق) (انگلیسی: khalegh)
معنی: آفریننده، از نام ها و صفات خداوند، آن که کسی یا چیزی را پدید می آورد، به وجود آورنده، از نام های خداوند، پدیدآورنده
معنی: آفریننده، از نام ها و صفات خداوند، آن که کسی یا چیزی را پدید می آورد، به وجود آورنده، از نام های خداوند، پدیدآورنده
مترادف و متضاد
آفریدگار، آفرینشگر، آفریننده، جانآفرین، خدا، صانع، سازنده ≠ مخلوق، مبدع، موجد
صفت آفریدگار، آفرینشگر، آفریننده، جانآفرین، خدا، صانع، سازنده ≠ مخلوق، مبدع، موجد
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
آفرینشگر، آفریننده، آفریدگار
واژه نامه بختیاریکا
( خالُق ) ( پ ) ؛ خلعت؛ لباس هدیه ای
گُشا؛ تاشا
گُشا؛ تاشا
