خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ابی عمران مکنی به ابوعمر. وی از تابعان است .
خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن جابر مکنی به ابوحفص . وی تابعی است . رجوع به ابوحفص خالد شود.
خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن بسیط مکنی به ابوالعریان . وی تابعی است . رجوع به ابوالعریان خالد شود.
(تلفظ: xāled) (عربی) (در قدیم) پاینده و جاوید .
۱. پایدار، پاینده، جاودان، جاوید، مخلد ≠ فانی، ناپایا
۲. بهشتی، خلدنشینی، خلدآشیان