خازنی . [ زِ ] (حامص ) خزانه دار بودن . انباردار بودن : او را بخازنی کتب کردی اختیار کت رای خسروانه قوی اختیار باد.
مسعود.
تا کی از خازنی و خازن احکام خطا کان خطا را خط بطلان بخراسان یابم .
خاقانی .
خازنی. [ زِ ] ( حامص ) خزانه دار بودن. انباردار بودن : او را بخازنی کت...
فرهنگ فارسی
ابو الفتح عبد الرحمن منصور خازنی غلام رومی مملوک ابو جعفر خازن دانشمند و ریاضی دان مشهور قرن ششم ( ف. پس از ۵۲۵ ه. ق. ) . مهمترین کتابهای او زیج السنجری و (( میزان الحکمه ) ) است .
دانشنامه عمومی
ابوالفتح عبدالرحمن منصور خازنی، دانشمند ایرانی و یونانی تباری بود که در حدود سال های ۱۱۱۵ تا ۱۱۲۱ میلادی برآمد. خازنی در سده پنجم و ششم نقش مهمی در تدوین گاهشماری جلالی داشت. وی خزانه دار دربار سلجوقی در مرو نیز بود.صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران (جلد دوم)، انتشارات فردوس، چاپ هفدهمسارتن، جرج. مقدمه بر تاریخ علم. ترجمهٔ غلامحسین صدری افشار. انتشارات علمی و فرهنگی.وی غلامی یونانی یا رومی بود که...