خازم . [ زِ ] (ع ص ) بادسرد، منه : ریح خازم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
خازم . [ زِ ] (اِخ ) ابن مَروان . از محدثان است . (منتهی الارب ). بعضی او را حازم یاد کرده اند. رجوع به حازم شود.