خاز. ( اِ ) چرک بدن و جامه را گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( رشیدی ). چرک و ریم و کثافت را گویند. ( برهان قاطع ). چرک بود و آن را شوخ نیز خوانند و بتازی وسخ گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). ریم اندام. ( شرفنامه منیری ). دَنَس. دَرَن. وَسَخ. ( مهذب الاسماء ). کَلَچخ : تو خاز غصه و غم از لباس عیش رهی به آب لطف و به صابون التفات بشوی.بدیع یوسفی ( از آنندراج ) ( رشیدی ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرای ...
فرهنگ عمید
۱. چرک بدن یا جامه. ۲. سنگ پا. ۳. نوعی پارچۀ کتان: ز روی کسوت اگرچند امتیازی نیست / ولیک اطلس و اکسون توان شناخت ز خاز (ابن یمین: ۱۱۱ ).
مقدار اکسیژن محلول در آب که ریزاندامگانها در طی مدتی معین برای فعلوانفعالات زیستشناختی مصرف کنند متـ . خواست اکسیژن زیستشیمیایی
فرهنگستان زبان و ادب
{BOD, biochemical oxygen demand} [مهندسی محیط زیست و انرژی] مقدار اکسیژن محلول در آب که ریزاندامگان ها در طی مدتی معین برای فعل وانفعالات زیست شناختی مصرف کنند
متـ . خواست اکسیژن زیست شیمیایی