خارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابومسکین . یکی از تابعان است . راوی حدیث نیز بوده است . (یادداشت بخط مؤلف ).
خارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن مصعب السرخسی مکنی به ابی الحجاج . یکی از تابعیان است . شایداین شخص همان خارجةبن مصعب نام برده در فوق باشد.
برونمرز ≠ درونمرز
۱. برونمرز ≠ درونمرز
۲. بیگانه، خارجی
۳. کشور بیگانه ≠ داخله