خارج. [ رِ ] ( ع ص ) بیرون رونده.( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). بیرون شونده. ( مهذب الاسماء )( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( المنجد ) ( تاج العروس ). بیرون شده : او من کان میتاً فاحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها. ( قرآن 122/6 ). و ماهم بخارجین من النار. ( قرآن 167/2 ). یریدون ان یخرجوا من النار و ما هم بخارجین منها. ( قرآن 37/5 ). || آنکه شورش کند و خروج...
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ داخل] بیرون. ۲. کشور بیگانه. ۳. (صفت ) ویژگی دورۀ عالی در تحصیلات مذهبی شیعه که بر اساس تقریرات استاد است.
(یا: عین؛ دربرابر ذهن) در اصطلاح منطق و حکمت بر دو معنا اطلاق می شود: ۱. پدیده های بیرون ذهنی که مستقل از ذهن هستند؛ ۲. ویژگی هایی که بیرون از ماهیت یک موجود است، مثل نوشتن و خندیدن که بیرون از ماهیت انسان است. مراد از «خارج» در این معنا «خارج از ماهیت» است که دربرابر داخل در ماهیت قرار دارد.wikijoo: خارج...
فرهنگ فارسی
بیرون رونده، بیرون شونده، بیرون، ظاهرچیزی ۱ - ( اسم ) خروج کننده شورش کننده عاصی . ۲ - ( اسم ) بیرون برون ظاهر مقابل داخل درون . ۳ - جهان بیرون مقابل ذهن چنانکه گویند اشیا در خارج منشائ اثرند .
دانشنامه عمومی
بیرون
خارج می تواند به موارد زیر اشاره کند:فرنگخارج فقهwiki: ناتسوئو کرینو است. عنوان کتابی است در قالب رمان جنایی، معمایی و هیجان انگیز از نویسنده مشهور ژاپنی ناتسوئو کرینو که در سال ۲۰۴۴ به زبان انگلیسی ترجمه و چاپ گردید.wiki: خارج (کتاب)...