کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خار-درودن | کلماتور
معانی کلمه : خار درودن
تلفظ بین المللی :
/xˈɑr dorˈuːdan/
تلفظ :
[x'AR doR'u:dan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خان درون پیچ
از پیش خبر دادن
با خاک اهکدار کود دادن
از امدن یا وقوع چیزی خبر دادن
از خطر نابودی نجات دادن
خبر دادن
در خطر صدمه یا مرگ قرار دادن
نشان دادن تمایل به کاری با ادا و عشوه و رفتار های خاص
خاطر دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خار درودن. [ دُ دَ ] ( مص مرکب ) پاک کردن باغ و بوستان از خار. کندن و پیراستن مزرعه از خار :
خار ترم که تازه ز باغم دروده اند
محروم بوستانم و مردودآتشم.
فصیحی هروی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
پاک کردن باغ و بوستان از خار کندن و پیراستن مزرعه از خار .
کلمات مرتبط
خان درون پیچ
از پیش خبر دادن
با خاک اهکدار کود دادن
از امدن یا وقوع چیزی خبر دادن
از خطر نابودی نجات دادن
خبر دادن
در خطر صدمه یا مرگ قرار دادن
نشان دادن تمایل به کاری با ادا و عشوه و رفتار های خاص
خاطر دادن
نظرات