معانی کلمه : خاتم پرست
لغت نامه دهخدا
خاتم پرست. [ ت َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دوستدار انگشتری. آنکه محبت او بخاتم بحد پرستش شود :
چنان بود کان مرد خاتم پرست
بخاتم همی کرد بازی به دست.رجوع به خاتم شود.
چنان بود کان مرد خاتم پرست
بخاتم همی کرد بازی به دست.رجوع به خاتم شود.
فرهنگ فارسی
دوستدار انگشتری آنکه محبت او بخاتم بحد پرستش شود .
