حیوانی. [ ح َ ی َ / ح َی ْ ] ( ص نسبی ) منسوب به حیوان. از حیوان : عالم طفلی و خوی حیوانی بگذاشت آدمی طبع و ملک خوی و پری سیما شد.سعدی.- قوه حیوانی ؛ یکی از قوای ثلاثه نفس آدمی است کار وی عز و جاه و ریاست و ظفر و غلبه وکینه کشیدن باشد و معدن او دل است و قوه حیوانی بعضی از کارهای او پسندیده باشد و بعضی نکوهیده و بدین سبب این قوه متوسط است میان قوت انسانی [ نفس ناطقه ] و قوت شهوانی. ( از ذخیره خوارز...
فرهنگ عمید
۱. مربوط به حیوان. ۲. مانند حیوان. ۳. (حاصل مصدر ) [قدیمی] حیوان بودن.