کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حیف-و-میل | کلماتور
معانی کلمه : حیف و میل
تلفظ بین المللی :
/hˈejf vˈa mˈeːjl/
تلفظ :
[h'ejf v'a m'e:jl]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
حیف و میل کردن
حیف ومیل
حیفومیل
با صدای تیز و زیر حرف زدن
حرف بی ربط و پوچ
حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی
حرف توخالی و بی معنی
حرف شکسته و نا مفهوم
دست و پا شکسته حرف زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
حیف و میل. [ ح َ ف ُ م َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب )ظلم و بیداد و انحراف از حق. || تفریط.
- حیف و میل شدن ؛ تفریط شدن.
- حیف و میل کردن ؛ بالا کشیدن. خوردن. تفریطکردن.
فرهنگ فارسی
ظلم و بیداد و انحراف از حق .
مترادف و متضاد
embezzlement
(اسم)
اختلاس، دزدی، حیف و میل
peculation
(اسم)
اختلاس، دزدی، حیف و میل
واژه نامه بختیاریکا
جِندِل مندل؛ حیفات؛ شِلِفته ریز
کلمات مرتبط
حیف و میل کردن
حیف ومیل
حیفومیل
با صدای تیز و زیر حرف زدن
حرف بی ربط و پوچ
حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی
حرف توخالی و بی معنی
حرف شکسته و نا مفهوم
دست و پا شکسته حرف زدن
نظرات