کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حکمروایی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : حکمروایی کردن
تلفظ بین المللی :
/hˌokmravˈɑiː kˈardan/
تلفظ :
[h,okmRav'Ai: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حکمرانی کردن
سلطنت یا حکمرانی کردن
قتل شاه یا حکمروا
حکمرانی
حکمفرمایی
حکمرانی نظامیان
بر من حکمرانی کن
حکمرانی بروجرد لرستان و خوزستان
حکمرانی خوب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
lord
(فعل)
حکمروایی کردن، مانند لرد رفتار کردن، عنوان لردی دادن به
کلمات مرتبط
حکمرانی کردن
سلطنت یا حکمرانی کردن
قتل شاه یا حکمروا
حکمرانی
حکمفرمایی
حکمرانی نظامیان
بر من حکمرانی کن
حکمرانی بروجرد لرستان و خوزستان
حکمرانی خوب
نظرات