معانی کلمه : حکمت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(حِ مَ ) [ ع . حکمة ] (اِمص . ) ۱ - علم ، دانش . ۲ - راستی ، درستی . ۳ - کلام موافق حق .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
حکمت ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد :
•
•
wikiquote: حکمت
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: hekmat) (عربی) معرفت به مسائل ، خردمندی ، فرزانگی ؛ سخن اخلاقی ، پند ، اندرز ، علم خداوند.
اسم: حکمت (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hekmat) (فارسی: حِکمت) (انگلیسی: hekmat)
معنی: علم خداوند، دانش، راستی، درستی، کلام موافق حق، ( عربی )، معرفت به مسائل، خردمندی، فرزانگی، سخن اخلاقی، پند، اندرز، فلسفه به ویژه فلسفه اسلامی
معنی: علم خداوند، دانش، راستی، درستی، کلام موافق حق، ( عربی )، معرفت به مسائل، خردمندی، فرزانگی، سخن اخلاقی، پند، اندرز، فلسفه به ویژه فلسفه اسلامی
مترادف و متضاد
تصوف
کمال
عرفان
پند، اندرز
دلیل، علت، سبب
علم، فرزان، معرفت
مشیت الهی، علم الهی
خرد، دانایی، فرزانگی
علمبرین، مابعدالطبیعه، فلسفه
۱. تصوف
۲. علمبرین، مابعدالطبیعه، فلسفه
۳. عرفان
۴. خرد، دانایی، فرزانگی
۵. کمال
۶. علم، فرزان، معرفت
۷. پند، اندرز
۸. دلیل، علت، سبب
۹. مشیت الهی، علم الهی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
فرزان، فرزانش، فرزانگ
