کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حکم-فرما | کلماتور
معانی کلمه : حکم فرما
تلفظ بین المللی :
/hokmfˈarmɑ/
تلفظ :
[hokmf'aRmA]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حکمفرما
حکمفرما بودن
حکمفرمایی
حکفرما
حکم
حکم احضار
حکم اداری
حکم ادامه توقیف
حکم اعدام
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ عمید
فرمانروا#NAME?
= فرمانروا
فرهنگ فارسی
فرمان دهنده، حکمران
( صفت ) حکمران
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
dominant (صفت)مافوق، برتر، چیره، برجسته، عمده، غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، نمایان، فائق، مشرفpredominant (صفت)برجسته، عمده، غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، فائق، مشرفrampant (صفت)شایع، حکمفرماregnant (صفت)حاکم، شایع، مسلط، حکمفرما، سلطنتی، سلطنت کننده...
کلمات مرتبط
حکمفرما
حکمفرما بودن
حکمفرمایی
حکفرما
حکم
حکم احضار
حکم اداری
حکم ادامه توقیف
حکم اعدام
نظرات