حک . [ ح ِک ک ] (ع اِ) شک . || حک شر؛ بسیار پیش آینده ببدی . (منتهی الارب ).
برهمنمایی عنوان یا هرگونه متن نوشتاری و تصویر بر روی تصویر زمینه متـ . حک عنوان
تراشیدن
کندهکاری، نقر
بسودن، خراشیدن، ساییدن
۱. کندن
۲. تراشیدن
۳. بسودن، خراشیدن، ساییدن
۴. کندهکاری، نقر