حمراء. [ ح َ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث احمر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || عجم. ( منتهی الارب ). زیرا بیشتر آنان برنگ شقره هستند: گویند: لیس فی الحمراء مثله ؛ در عجم مثل او نیست. ( از اقرب الموارد ). || سال سخت. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || سختی گرمای نیم روز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سختی گرما. || اسم فاس الجدیده. ( اقرب الموارد ). || سپید.- امراءة حمراء ؛ زن سپید. و حُم...
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (ص . ) مؤنث احمر، سرخ - رنگ .
دانشنامه عمومی
حمراء (روستا). حمراء به عربی ( الَحمراء )، روستایی است در دهستان ناحیه از توابع استان شبوه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ پنجم، وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۱۰۰ ) نفر (۱۳ خانوار) می باشد.wiki: حمراء (روستا)...