کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حله-باف | کلماتور
معانی کلمه : حله باف
تلفظ بین المللی :
/hˈaleː bˈɑf/
تلفظ :
[h'ale: b'Af]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با کاروان حله
حلقه توری بافی
با اراذل و اوباش حمله کردن به
با حالت حمله
با حمله گرفتن
با حیله بدست اوردن
با حیله فراهم کردن
با زیر دریایی حمله کردن
با سخن حمله کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حله باف. [ح ُل ْ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) بافنده حله :
تا صبا شد حله باف و ابر شد گوهرفشان
هیچ لعبت در چمن خالی ز طوق و یاره نیست.
کمال الدین اسماعیل.
فرهنگ فارسی
بافنده حله
کلمات مرتبط
با کاروان حله
حلقه توری بافی
با اراذل و اوباش حمله کردن به
با حالت حمله
با حمله گرفتن
با حیله بدست اوردن
با حیله فراهم کردن
با زیر دریایی حمله کردن
با سخن حمله کردن
نظرات