Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حلقی

تلفظ بین المللی : /hˈalq1i/ تلفظ :‌ [h'alq1i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • حلقی شدن
  • حلقی شدگی
  • دُش پروردگی چشمی ـ حلقی
  • زیر حلقی
  • حروف حلقی
  • پی درد زبانی ـ حلقی
  • دش پروردگی چشمی ـ حلقی
  • لوزه حلقی
  • رفلکس حلقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

حلقی. [ ح َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حلق. حروف حلقی و آن شش حرف است : همزه ، هاء، عین ، حاء، غین ، خاء. ( آنندراج ). رجوع به حلق شود. || مشتی که بر گلو و زیر زنخ زنند و آنرا دوکارد و دوکاردی نیز گویند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || نغمه حلقی ؛ مقابل صناعی یا نغمه صناعی نغمه ای که مخرج آن حلق حیوان بود.

فرهنگ فارسی

ویژگی آنچه مربوط به حفرۀ حلق است

منسوب به حلق حروف ... و آن شش حرف است همزه هائ عین حاه غین خائ

مترادف و متضاد

aspirate (صفت)
حلقی

pharyngeal (صفت)
حلقی، وابسته به حلق و گلو

فرهنگستان زبان و ادب

{pharyngeal} [زبان شناسی] ویژگی آنچه مربوط به حفرۀ حلق است

کلمات مرتبط

  • حلقی شدن
  • حلقی شدگی
  • دُش پروردگی چشمی ـ حلقی
  • زیر حلقی
  • حروف حلقی
  • پی درد زبانی ـ حلقی
  • دش پروردگی چشمی ـ حلقی
  • لوزه حلقی
  • رفلکس حلقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات