کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حلق-اویز-کردن | کلماتور
معانی کلمه : حلق اویز کردن
تلفظ بین المللی :
/hˈalq1 ˈaːviz kˈardan/
تلفظ :
[h'alq1 'a:viz k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حلق آویز کردن
حلقآویز کردن
حلق آویز
حلق اویز
حلق آویز شدن
حلق اویز شدن
حلق
حلق لحیه
حلق گشادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( حلق آویز کردن )
حلق آویز کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بحلق آویختن کسی را یا خود را تا خفه شود و بمیرد. آویختن از گلوگاه. در گلو طنابی کرده آویختن کشتن را.
فرهنگ فارسی
( حلق آویز کردن )
بحلق آویختن کسی را یا خود را تا خفه شود و بمیرد
کلمات مرتبط
حلق آویز کردن
حلقآویز کردن
حلق آویز
حلق اویز
حلق آویز شدن
حلق اویز شدن
حلق
حلق لحیه
حلق گشادن
نظرات