حق تقدّماصطلاحی در ورزش باستانی. مربوط به سلسله مراتب در نمایش های ورزشی است: در زورخانه ها موقع بلند کردن میل از روی زمین گود، حق تقدم در درجه اول با سادات و بعد با پیشکسوت ترین فرد است و به افراد مبتدی ختم می شود، در کباده کشیدن خلاف ترتیب فوق است. از مبتدی ها شروع می شود و افراد زیردست مؤظف هستند بعد از کباده زدن آن را به زمین نگذارند و همان طور که در دست دارند به افراد بالادست خود تحویل دهند. ...
فرهنگ فارسی
خدماتی که برای ارجحیت دادن به همۀ ارتباطات خروجی مشترک یا بخشی از آن استفاده شود
مترادف و متضاد
precedence (اسم)سبقت، برتری، تقدم، پیشی، امتیاز، اولویت، حق تقدمpriority (اسم)برتری، تقدم، پیشی، تفاضل، اولویت، حق تقدمprecedency (اسم)پیشی، امتیاز، اولویت، حق تقدمpreferment (اسم)ترفیع، ارتقاء، حق تقدم، مقام افتخاریpas (اسم)رقص، امتیاز، حق تقدم، گام رقص...
فرهنگستان زبان و ادب
{priority service} [مهندسی مخابرات] خدماتی که برای ارجحیت دادن به همۀ ارتباطات خروجی مشترک یا بخشی از آن استفاده شود