کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حق-بجانب | کلماتور
معانی کلمه : حق بجانب
تلفظ بین المللی :
/hˈaq1 bedʒˈɑneb/
تلفظ :
[h'aq1 bedZ'Aneb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خدا بیامرز آدم باانصافی بود و هیچوقت دلش راضی نمیشد که حق کسی را بخورد.
تپه کهنه بابا حق
حق
حق اجاره دادن
حق ارتفاقی
حق ارثی
حق ارشدی
حق استفاده از عین
حق الاختراع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حق بجانب. [ ح َ ب ِ ن ِ ] ( ص مرکب ) آنکه حق با اوست از دو خصم.
- صورت حق بجانب ؛ آنکه ظاهر مَلامِح و شمائل وی چنان نماید که حق با اوست.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که حق با اوست . یا قیاف. حق بجانب خود گرفتن. خود را محق جلوه دادن
کلمات مرتبط
خدا بیامرز آدم باانصافی بود و هیچوقت دلش راضی نمیشد که حق کسی را بخورد.
تپه کهنه بابا حق
حق
حق اجاره دادن
حق ارتفاقی
حق ارثی
حق ارشدی
حق استفاده از عین
حق الاختراع
نظرات