حضانت . [ ح َ / ح ِ ن َ ] (ع مص ) واداشتن کسی را از حاجت وی . (تاج المصادربیهقی ). بازداشتن . (دهار). || سر خود کارکردن بی دیگری . || ولایت بر طفل و مجنون .
حضانت . [ ح ِ ن َ ] (ع مص ) حضن . در کنار گرفتن کودک را. پرورش دادن کودک را. پروردن بچه را. پروریدن طفل را. در کنار گرفتن کودک را و پرورش دادن او را. در بغل گر...
فرهنگ عمید
۱. پرستاری. ۲. پرستاری از کودک، دایگی.
فرهنگ معین
(حِ نَ ) [ ع . حضانة ] (اِمص . ) پرستاری ، در کنار گرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
حِضانَت(در لغت به معنای در آغوش گرفتن و مراقبت و پروردن و نگهداری کودک) در اصطلاح حقوق، نیز به همین معناست. در قانون مدنی ایران حضانت تعریف نشده و مادۀ ۱۱۶۸ قانون به موضوع حضانت اشاره کرده و می گوید «نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است». در مورد حق حضانت طفل مادۀ ۱۱۶۹ همان قانون مقرر کرده «برای نگهداری طفل، مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت. پس از انقضای این مدت، حضانت با پد...
فرهنگ فارسی
درزیربال گرفتن، دربرگرفتن، پرستاری، پروراندن ۱ - ( مصدر ) در زیر بال گرفتن در برگرفتن . ۲ - در دامن خود پروردن پروراندن . ۳ - ( اسم ) دایگی پرستاری ( کودک ) تیمار داشت . وادشتن کسی را از حاجت وی ولایت بر طفل و مجنون
دانشنامه عمومی
حضانت، از واژگان حقوق خانواده است و به طور خلاصه، به معنای حق یا تکلیف در نگهداری و سرپرستی کودک است.نمی شود واژهٔ فارسی سرپرستی را همسان با واژهٔ حضانت گرفت. زیرا واژهٔ حضانت، مجازاً از واژه ای گرفته شده که به سرپرستی از کودک و بچه های خرد یک حیوان برمیگردد.تصریح به واژهٔ مادر و سپس به کار گرفتن حرف "یا"، بیانگر آن است که مادر دارای حق تقدم در حضانت است.عبارت "هر شخصی" بر هر کسی به جز اولیای قهری...
مترادف و متضاد
پرستاری، تیمار، تیمارداری، خدمت، دایگی، زواری
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به حفظ و نگهداری و تربیت طفل حضانت گفته می شود.معنای اصطلاحی آن نیز از معنای لغوی جدا نگشته است. برخی از فقهای امامیه در تعریف آن چنین گفته اند: «حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت بر تریبت طفل و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاشتن آن در بستر، سرمه کشیدن، پاکیزه نگه داشتن، شستن جامه های او و مانند آن». بیان تعریف فقها از حضانتفقها در تعریف حضانت از کلمه تربیت استفاده کرده اند که ناظر ...