حصرم. [ ح ِ رِ ] ( ع اِ ) خرما که هنوز پخته نباشد. خرمای ناپخته. خرمای نارسیده. غوره خرما. ج ِ حصرمة. || غوره. غوره انگور. انگور شیرین ناشده. کحب. کحبة؛ انگور که هنوز سبز است. انگور ترش و نارسیده. گودک. ( مهذب الاسماء ). انگور سبز ناشیرین : ز روزگار وفا هم به روزگار آیدکه حصرم از پس ششماه میشود صهبا.خاقانی.راحت ز عنا آید و شک نی که به نسبت زآن حصرم خام است چنین پخته می ناب.خاقانی.دولت به روزگار تو...