کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حصافت | کلماتور
معانی کلمه : حصافت
تلفظ بین المللی :
/hasˈɑfat/
تلفظ :
[has'Afat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حصات
حرافت
حصانت
حافتان
حصاتی
حصادت
حصارترکمان
ذوات الحافر
رباط حسن حافظ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
حصافت. [ ح َ ف َ ] ( ع اِمص ) استواری خرد. استوارخرد شدن. خردمندی. تمام خرد شدن. ( دهار ). محکم عقل بودن. استواری عقل. ( غیاث ). محکمی عقل. جودت رای.متانت رای. تمام خردی. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل ). قوی رایی. تمام خرد و قوی رای شدن. تمام خرد شدن. ( زوزنی ). حصافت رای یا حصافت عقل ؛ استواری آن. استحکام رای. استحکام عقل : اما بر شهامت و تمامی حصافت وی اعتماد هست که به اصل نگرد و به فرع دل مشغول ند...
فرهنگ عمید
۱. عقل استوار و رٲی نیکو داشتن.
۲. استواری عقل و رٲی.
فرهنگ معین
(حَ فَ ) [ ع . حصافة ] (مص ل . ) عقل و رأی نیکو و استوار داشتن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) خرد استوار داشتن رای نیکو داشتن . ۲ - ( اسم ) استواری عقل پختگی رای و عقیده خردمندی .
کلمات مرتبط
حصات
حرافت
حصانت
حافتان
حصاتی
حصادت
حصارترکمان
ذوات الحافر
رباط حسن حافظ
نظرات