۱. عمل منظم نگه داشتن حساب ها. ۲. (اسم ) شعبه ای در یک اداره یا مؤسسه که به حساب های آن اداره یا بنگاه رسیدگی می کند.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل حسابدار محاسبی . ۲ - اداره یا دایره ای در وزارتخانه یا ادار. کل و یا موسسه ای که اعضای آن بحسابهای مربوط رسیدگی کنند .
دانشنامه عمومی
علم حسابداری زبان تجارت خوانده می شود و یکی از زیر شاخه های رشته های مهندسی است ؛چون از طریق تهیه گزارش های مالی، اطلاعات لازم را دربارهٔ واحدهای اقتصادی در اختیار اشخاص ذی نفع و ذی علاقه و ذی حق قرار می دهد. این اشخاص شامل مدیران، صاحبان سرمایه، اعتبار دهندگان، سازمان های مالی و اقتصادی دولت و از این قبیل هستند.از منظری دیگر از حسابداری با نام سیستم اطلاعاتی حسابداری Accounting Information System...
مترادف و متضاد
محاسبهگری، محاسبی، شغل حسابدار
accountancy (اسم)حسابداریaccounting (اسم)حسابداری، اصول حسابداری، بررسی اصل و فرعcost accounting (اسم)حسابداری، ارزیابی...