حزین . [ ح َ ] (اِخ ) آبی است به نجد. (معجم البلدان ).
حزین. [ ح َ ] ( ع ص ) محزون. مهموم. غمناک. اندوهناک. اندوهگین. ( دهار ) ( منتهی الارب ). غمگن. غمگین. غمین. اندوهگن. غمنده. مغموم. افسرده : مِحزان ، حزنان ؛ که خاطری حزین دارد. ضد مسرور. ( معجم البلدان ). ج ، حِزان. حُزناء : چون یعقوب را دید سلام کرد و گفت ایها الشیخ الحزین. ( قصص الانبیاء ص 271 ).گر چ...
فرهنگ عمید
غمگین، اندوهگین، اندوهناک، غمناک.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (ص . ) اندوهناک ، غمگین .
فرهنگ فارسی
( شیخ ) محمد علی بن ابو طالب لاهیجی اصفهانی ( و. اصفهان ۱۱٠۳ ه. ق./ ۱۶۹۱ م . ف. بنارس ( هند ) ۱۱۸۱ ه. ق./ ۱۷۶۷م . ) . وی از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است . اجدادش در لاهیجان سکونت داشتند و پدرش از آنجا باصفهان رفت و محمد علی در آن شهر تولد یافت و در حمله افغانان از اصفهان بیرون شد و پس از سفر در بلاد ایران و عراق و حجاز و یمن بهند شتافت و تا پایان عمر در آن ناحیه بود . حزین کتابی در احوال شاعران بنام ...
دانشنامه عمومی
حزین (گوشه موسیقی). حزین یک گوشه است که در ردیف موسیقی ایرانی در چند دستگاه مختلف طبقه بندی می شود.گوشهٔ حزین در واقع یک نوع ملودی است که در تمام دستگاه ها قابل اجراست. این گوشه در دستگاه نوا پس از «بیات راجع»، در دستگاه شور پس از گوشهٔ قجر، در سه گاه و چهارگاه پس از گوشهٔ «مغلوب»، و در دستگاه ماهور و راست پنج گاه پس از قسمتی بدون متر گوشهٔ «عراق» اجرا می شود. گوشهٔ حزین موزون است (متر مشخص دارد...
فرهنگ اسم ها
اسم: حزین (پسر) (عربی) معنی: اندوهگین، غمگین، لقب یکی از شاعران قرن دوازدهم، حزین لاهیجی