حزنبل . [ ح َ زَ ب َ ] (ع ص ، اِ) زن گول . || مرد کوتاه استوارخلقت . دِغة. کوتاه محکم خلق . (مهذب الاسماء). || عجوز فانیة. || سطبرلب و بلندزهار. || شرم زن و جز آن و نون زائد است . (منتهی الارب ). رجوع به حزمل و خرمل شود.
حزنبل . [ ح َ زَ ب َ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن عاصم التمیمی ، عالم راویة. او کتاب السرقات تألیف ابن السکیت را روایت کرده است . (ابن الندی...
فرهنگ فارسی
ابو عبدالله محمد ابن عاصم التمیمی عالم راویه او کتاب السرقات تالیف ابن الکسیت را روایت کرده است