اندوه، دلتنگی، خلاف سرور، احزان جمع ( اسم ) اندوه گرم غمگینی : (( حزن وی در این مصیبت بوصف در نیاید . ) ) جمع : احزان . توضیح یکی از کیفیات نفسانی است بدرون بنحو تدریج یا حصول قبض است بر اثر وقوع مکروه یا قوت محبوبی . کلب یکی از حزون ثلاثه معروف بلاد عرب است
[ویکی فقه] حُزْنْ، سختی زمین را میگویند و نفس را بخاطر غمی که برای آن بوجود می آید و موجب سختی و دگرگونی آن میشود، حزین میگویند که خلاف فرح و شادی است. هرگاه انسان چیزی را که مالک آن بوده است و آن را دوست داشته و یا خود را قادر بر تملک آن میدانسته، از دست بدهد، حُزن بر او عارض میشود.کلمه حزن با مشتقاتش در کل آیات قرآن ۴۲ مرتبه به کار رفته است که ۲۶ آیه مکی و ۱۶ آیه مدنی میباشد و در اکثر این...