۱. آزمند، آزور، دارای آز و شره. ۲. بسیار مشتاق و راغب به چیزی. حریف ١. همکار، هم پیشه. ٢. هم نبرد. ۳. هم نشین. ٤. [قدیمی] طرف شخص در بازی یا نبرد. ٥. دوست، رفیق. ٦. [قدیمی] معشوق.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - آزمند. ۲ - سخت خواستار چیزی و شتابناک برای دست یافتن به او.
فرهنگ فارسی
آزمند، آزور، دارای آزوشره، بسیارمشتاق وراغب ( صفت ) کسی که حرص ورزد آزمند طمع کار خداوند آز. جمع : حرصائ حراص
دانشنامه عمومی
حریص آلبومی از محسن چاوشی - ۱۳۸۹حریص فیلمی ساخته شکرالله رفیعی - ۱۳۵۲wiki: شکراله رفیعی و نویسندگی ایرج رضایی محصول سال ۱۳۵۲ است.رضا بیک ایمانوردیسیمین غفاریعزت اله رمضانی فرمنوچهر والی زادهمهری ودادیانمرسده کامیابفرشته فرزینمنوچهر پوراحمدزانیچعلی اکبر مهدوی فرصمد شیرازیسهرابفرهاد محبترضا حاجیاننجفیلالهاکبرسید کریمچنگیز (رضا بیک ایمانوردی)، پسر هرمزان، شکارچی شروری است که به دختران آبادی آزار می ر...
avaricious (صفت)خسیس، ازمند، حریص، طماع، زیاده جوeager (صفت)مشتاق، پر هوس، حریص، ترد و شکننده، پر از اشتیاق، پر اشتیاقavid (صفت)...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی حَرِیصٌ: علاقمند شدیدمعنی أَحْرَصَ: حریص تر-حریص ترینمعنی هَلُوعاً: به شدت حریصمعنی تَحْرِصْ: که حریص باشیمعنی أَشِحَّةً: بخیل-حریص (جمع شحیح)معنی سَوَّلَتْ لَکُمْ: خوب جلوه داد به شکلی که بدیهایش دیده نشد (از مصدر تسویل ، به معنای جلوه دادن چیزی است که نفس آدمی حریص بر آن است ، به طوری که زشتیهایش هم در نظر زیبا شود . )معنی رَّحْمَـٰنِ: آن کس که مهربانیش همیشگی و شامل همه است -...