کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حرمت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : حرمت کردن
تلفظ بین المللی :
/hˈormat kˈardan/
تلفظ :
[h'oRmat k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی حرمت کردن
هتک حرمت کردن
این سو و ان سو حرکت کردن
با باله شنا حرکت کردن
با تنبلی حرکت کردن
با تنبلی و سنگینی حرکت کردن
با جست و خیز حرکت کردن
با زحمت حرکت کردن
با سرعت حرکت کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
حرمت کردن. [ ح ُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) احترام گذاردن. حرمت نگاه داشتن : همگان را در مواجهه حرمت کردی و در غیبت نکوئی گفتی. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
احترام گذاشتن
مترادف و متضاد
احترامگذاشتن، بزرگ داشتن، محترم شمردن ≠ تحقیر کردن، توهین کردن، خوار داشتن
revere
(فعل)
حرمت کردن، احترام گذارندن
کلمات مرتبط
بی حرمت کردن
هتک حرمت کردن
این سو و ان سو حرکت کردن
با باله شنا حرکت کردن
با تنبلی حرکت کردن
با تنبلی و سنگینی حرکت کردن
با جست و خیز حرکت کردن
با زحمت حرکت کردن
با سرعت حرکت کردن
نظرات