Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حدی

تلفظ بین المللی : /hˈaddi/ تلفظ :‌ [h'addi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حدی ندارد
  • عدد ترتیبی حدی
  • عدد گران رَوی حدی
  • قدر حدی
  • قضیۀ حدی مرکزی
  • قلیاب حدی
  • از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
  • تا حدی چهارگوش
  • تا حدی که
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حدی . [ ح ُ دا ] (ع مص ) راندن شتر به نغمه . حداء.

حدی . [ ح ُ دَی ی ] (اِخ ) نام مردی . (منتهی الارب ). یکی از اعلام مردان عرب .

حدی . [ ح َ دا ](ع ق ) هرگز. هگرز. هیچوقت . هیچگاه . ابداً. همیشه : لاافعله حدی الدهر (منتهی الارب )؛ ای ابداً.

فرهنگ عمید

۱. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه های سه گاه و چهارگاه.
۲. [قدیمی] = حدا

فرهنگ معین

(حُ ) [ ع . حداء ] (اِ. ) سرود و آوازی که ساربانان عرب خوانند تا شتران تیزتر روند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرود و آوازی که ساربانان عرب خوانند تا شتران تیز تر روند .
راندن شتر به نغمه

کلمات مرتبط

  • حدی ندارد
  • عدد ترتیبی حدی
  • عدد گران رَوی حدی
  • قدر حدی
  • قضیۀ حدی مرکزی
  • قلیاب حدی
  • از پیش اگاهی دادن یا حدی زدن
  • تا حدی چهارگوش
  • تا حدی که
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات