حدوث. [ ح ُ ] ( ع مص ) نو شدن. ( دهار ) ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( حبیش تفلیسی ). حداثت. شدن چیزی که نبوده است. نو آمدن. نو پیدا شدن چیزی. و این صفت مخلوقات است. ( غیاث ) ( آنندراج ). نوی. تازگی. مقابل قِدَم و قدمت. حدوث را بر دو معنی اطلاق کنند، اول کون الشی مسبوقاً بالعدم ، دویم احتیاج الشی فی الوجود الی الغیر. و قِدَم مقابل اوست. ( نفائس الفنون ). عبارتست از وجود شی سپس عدم آن. ( تعریفات...
فرهنگ عمید
نو پیدا شدن، واقع شدن امر تازه، رخ دادن، پدید آمدن چیز تازه.
فرهنگ معین
(حُ ) [ ع . ] (مص ل . ) نو پیدا شدن ، تازه واقع شدن .
فرهنگ فارسی
نوپیداشدن، واقع شدن امرتازه، رخ دادن، ضدقدم (مصدر ) ۱ - نو پیدا شدن روی دادن امری تازه رخ دادن . ۲ - بوجود آمدن چیزی که قبلا نبوده مقابل قدم . توضیح حدوث یعنی وجود بعد از عدم و حادث همانطور که در حدوث احتیاج بعلت دارد در بقائ هم احتیاج بعلت دارد زیرا علت احتیاج که امکان باشد بعد از وجود هم موجود است .
دانشنامه عمومی
حدوث به معنی ایجاد و خلق شده بودن (در مقابل قدیم و ازلی بودن) است و ممکن است به موارد زیر اشاره کند: برهان حدوث: برهانی برای اثبات وجود خدا خلق قرآن: بحثی در مورد حدوث قرآن
۱. پیدایش، نوپیدایی، نوظهوری ≠ قدم ۲. وقوع ۳. اتفاق افتادن، روی دادن ۴. به وجود آمدن، حادث شدن، پدیدآمدن، ایجاد شدن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حدوث پیش جمهور حصول شی ء باشد بعد از عدم او در زمانی که گذشته باشد و مقابل قدم باشد.حدوث یعنی وجود بعد از عدم و حادث همان طور که در حدوث احتیاج بعلت دارد در بقاء هم احتیاج بعلت دارد زیرا علت احتیاج که امکان باشد بعد از وجود هم موجود است. wikifeqh: حدوث...