حدث . [ ح ِ ] (ع ص ) حَدِث . (منتهی الارب ). همسخن : حدث ملوک ؛ صاحب حدیث پادشاهان . قصه گوی و هم سخن آنان . هوحدث الملوک اذاکان صاحب حدیثهم و سمیرهم . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). حدث نساء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)؛ آنکه با زن...
فرهنگ عمید
۱. (فلسفه ) = حادث ۲. (صفت ) ویژگی امری که تازه واقع شده. ۳. امری که معروف در سنت وشریعت نباشد، بدعت. ۴. (اسم، صفت ) جوان، نوجوان. ۵. ادرار، مدفوع، و آنچه وضو را باطل می کند.
فرهنگ معین
(حَ دَ ) [ ع . ] (ص . اِ. )۱ - امری که تازه واقع شده ، نو. ۲ - امری که در سنت و شرع معروف نباشد . ۳ - برنا، جوان . ۴ - نوزاد. ۵ - غایط .
دانشنامه آزاد فارسی
حَدَثدر اصطلاح فقه، نجاست معنوی را گویند که در انسان به یکی از اسباب وضو یا غسل، پدید می آید. به فردی که حدث برای او روی داده، مُحْدِث گویند. حدث اصغر، اسباب و مبطلات وضو است مانند بول، غائط، باد معده و خواب. و حدث اکبر، اسباب و مبطلات غسل است مانند احتلام، مقاربت، انزال منی و حیض. حَدَث در برابر خَبَث است. نیز ← خَبَثwikijoo: حدث...
فرهنگ فارسی
نو، امری که تازه واقع شده، بدعت، جوان، برنا، نوی (صفت اسم ) ۱ - امریکه تازه واقع شده نو . ۲- چیزی نو که زشت و غیر معتاد باشد امری که در سنت و شرع معروف نباشد . ۳- برنا نوجوان. ۴ - نوزاد نوا خواسته . ۵ - غازط . جمع : احداث . یاقوت گوید دژی است حصین میان ملطیه و سمیساط
[ویکی فقه] حَدَث به دو معنای سبب نقض طهارت و قذارت معنوی مانع از دخول در نماز آمده است.حدث در اصطلاح فقها بر دو معنا اطلاق شده است:← سببحدث دو مرتبۀ خفیف و شدید دارد.مرتبۀ خفیف، حدث اصغر و مرتبۀ شدید آن حدث اکبر نامیده می شود. محدثبه کسی که حدث از او صادر گردیده «مُحدِث» گویند.حکم حدث...wikifeqh: حدث[ویکی الکتاب] معنی حَدِّثْ: بازگو(ازمصدرتحدیث وتحدیث نعمت به معنای ذکرویاد آوری ونشان دادن آن است ب...