کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حد-کردن | کلماتور
معانی کلمه : حد کردن
تلفظ بین المللی :
/hˈadd kˈardan/
تلفظ :
[h'add k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
از حد خود تجاوز کردن
بیش از حد بار کردن
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
حد وسط پیدا کردن
زیاده از حد گرم کردن
حد
حد اعلای ترقی
حد اعلای مد دریا
حد اعلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حد کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معین کردن. مرز گذاردن.
فرهنگ فارسی
معین کردن مرز گذاردن
کلمات مرتبط
از حد خود تجاوز کردن
بیش از حد بار کردن
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
حد وسط پیدا کردن
زیاده از حد گرم کردن
حد
حد اعلای ترقی
حد اعلای مد دریا
حد اعلی
نظرات