حد وسط. [ ح َدْ دِ وَ س َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حد متوسط. حد اوسط. حد میانگین. حد میانین. رجوع به حد ( اصطلاح منطق ) شود.
فرهنگ فارسی
حد متوسط
مترادف و متضاد
mean (اسم)میانگین، حد وسط، اعتدال، منابع درامدcross (اسم)حد وسط، خاج، صلیب، چلیپا، اختلاف، نا درستیnorm (اسم)حد وسط، هنجار، قاعده، اصل قانونی، ماخذ قانونی، مقیاس یا معیارmediocrity (اسم)حد وسط، میانگی، اندازه متوسطaverage (صفت)متوسط، حد وسط، میانیmediocre (صفت)وسط، متوسط، حد وسط، میانحالso-so (قید)حد وسط...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حد وسط یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای حد مشترک میان مقدمات قیاس است.حد وسط یکی از حدود قیاس و آن عبارت است از: حد مشترک میان مقدمات قیاس که در هر دو مقدمه تکرار می شود و دو حد دیگر قیاس (حد اصغر و حد اکبر) را در نتیجه به هم پیوند می دهد و خود حذف می شود؛ بدین سان، «حد وسط» یا «حد میانگین» و یا «حدّ متکرر» حدی است که باعث انتساب اکبر به اصغر به نحو ایجابی یا به ن...